|
پایههای وحیانی معرفت اعتقادیمقدمه تحصیل یقین و علم در اعتقادات، نخستین گام در بنای نظام ایمانی انسان است. ایمان بدون یقین، استوار و ماندگار نخواهد بود. ازاین رو، شناخت منابعی که شارع برای تحصیل یقین تعیین کرده، ضرورتی علمی و دینی است. در این زمینه، دیدگاه های مختلفی مطرح شده است: گروهی با تکیه ی مطلق بر عقل، وحی را به حاشیه رانده اند؛ و گروهی دیگر با نفی اعتبار عقل، فهم دین را منحصر در ظاهر نصوص کرده اند. در مقابل، اندیشه ی اعتدالیِ امامیه بر این باور است که کتاب (قرآن)، سنت أهل بیت علیهم السلام و عقل، هر سه در مسیر تحصیل یقین نقش دارند، اما با مراتب و حدود متفاوت.
ضرورت تعیین منابع یقین پرسش بنیادین در مباحث کلامی این است که: آیا هر یقینی در دین حجت است، یا تنها یقینی معتبر است که از منابع مورد تأیید شارع حاصل گردد؟ پاسخ آن است که در حوزه ی اعتقادات، یقین هنگامی حجت است که از راه های مشروع و معتبر تحصیل شود؛ یعنی از کتاب خدا، سنت معصومان علیهم السلام و عقل. عقل در این میان، ابزار فهم، تحلیل و استدلال است، نه منبع تشریع و تولید معرفت دینی؛ از این رو، باید مرز میان منابع الهی و ابزارهای بشری به روشنی مشخص گردد. رویکردهای افراطی و تفریطی در بهره گیری از عقل الف) نظریه منع مطلق از علوم عقلی برخی ظاهرگرایان بر این باورند که ورود به مباحث عقلی در حوزه ی اعتقادات سبب گمراهی شود؛ حال آنکه تفکر و تعقل از بزرگترین نعمتهای الهی به شمار می روند و قرآن کریم بارها انسان را به تدبر و اندیشه فراخوانده است. اصطلاحات و مباحث عقلی فی نفسه منبع انحراف نیستند، بلکه نحوه ی بهکارگیری آنهاست که می تواند موجب خطا شود. این دیدگاه از آن جهت نادرست است که اصطلاحات عقلی صرفاً ابزار فهم و تحلیل اند و ذاتاً منشأ گمراهی نیستند. پس منع تفکر عقلی در واقع به معنای تعطیل یکی از ابزارهای الهیِ ادراک و شناخت حقیقت است. ب) دیدگاه اتکای مطلق بر عقل در مقابل، گروهی عقل را منبعی مستقل برای معرفت دینی دانسته و نقل را تابع آن می پندارند و تمام معارف دینی را به سنجش عقل نظری سپرده اند. این دیدگاه نیز مردود است، زیرا عقل بشری محدود است و بدون هدایت وحی نمی تواند در امور غیب و معاد به یقین دست یابد. عقل تنها در چارچوب فهم و تحلیل گزاره های وحیانی معتبر است و نمی تواند دین را به طور مستقل تولید کند. بسیاری از مباحث عقلی، مانند جوهر، عرض و هیولی، خارج از قلمرو ایمان و هدایت دینی قرار دارند و نمی توانند اساس اعتقادات را تشکیل دهند. ج) نظریه تعدیل (راه میانه) راه صواب در بهره گیری از عقل، تعدیل میان دو دیدگاه فوق است. عقل باید در حد ابزار تبیین و استدلال به کار رود؛ چنانکه ابزار نجاری در خدمت ساخت بناست، نه جایگزین آن. از این رو، منابع معرفت اعتقادی را باید در کتاب، سنت و عقل بهمثابه ی ابزار تبیین خلاصه کرد. بررسی منابع تفقه در امور اعتقادی از منظر اندیشه امامیه، منابع معتبر در تحصیل اعتقادات عبارت اند از: کتاب خدا (قرآن کریم) سنت پیامبر و أهل بیت علیهم السلام عقل بهعنوان ابزار تبیین و استدلال اجماع هم که در فقه از آن به عنوان منبع اجتهاد یاد شده است در بحث اعتقادات، ارزشی ندارد، مگر در مواردی بسيار محدود که در هر فرضی از حيطه ی بحث خارج است. بخش نخست: قرآن کریم بهعنوان منبع یقین حجیت قرآن از حیث سند قرآن کریم، قطعی الصدور و معجزه ی جاویدان الهی است. أهل بیت علیهم السلام به شیعیان دستور دادهاند همان قرآنی را که در دست مردم است تلاوت و به آن عمل کنند؛ از این رو قرآن موجود، همان قرآن نازلشده بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و بر اساس ادلهی قطعی رسیده به دست شیعه از روایات، أهل بیت علیهم السلام بر حجيت قرآن موجود تا ظهور امام زمان عجل الله فرجه تأكيد نموده و صحّه گذاردهاند[1]. مسئله ی اختلاف قرائات و قرائت مأمورٌبه با وجود قرائات متعدد در میان مسلمانان، از دیدگاه شیعه، حجت بودن هر قرائت مشروط به تأیید معصومان علیهم السلام است. بنابر روایت «اقْرَأْ كَمَا يَقْرَأُ النَّاسُ ـ همانگونه که مردم قرآن را قرائت میکنند، شما نیز قرائت کنید»[2]، مقصود از «ناس»، قرائت رایج در کوفه است که به أمیرمؤمنان علیه السلام منتهی میشود. ازاینرو، قرائت حفص از عاصم، قرائت مأثور و مأمورٌبه شمرده میشود. به تصریح آیت الله خویی در کتاب البیان، اختلاف قرائات اجتهاد قاریان است و نمیتوان آنها را به خداوند نسبت داد، زیرا وحی قرآنی واحد است و هر قرائتی که از أهل بیت علیهم السلام نقل نشده باشد، فاقد حجیت است.[3] محکم و متشابه در قرآن یکی از ارکان فهم صحیح قرآن، تمییز آیات محکم از متشابه و درک ضوابط این تمییز است. از آنجا که در مسائل اعتقادی، یقین شرط است، استناد به آیات متشابه بدون ارجاع به محکمات جایز نیست. قرآن کریم می فرماید: Pهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْـكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الفِتْنَةِ وَابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلّا اللهُ وَالرّاسِخُونَ فِي العِلْمِ يَقُولُونَ آمَنّا بِهِ كُـلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ إِلّا أُولُوا الاَْ لْبابِO[4] اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن کتاب، آیات محکم است که آنها اصـل و اسـاس این کتاباند، و بخشی دیگر آیات متشابه است، پس آنها که در قلوبشان انحراف است، برای فتنه انگیزی و طلب تفسیرِ [نادرست و به تردید انداختن مردم و گمراه کردن آنان] از آیات متشابهش پیروی میکنند، و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا و استواران در دانش نمی داند؛ [آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی] می گویند: ما به همه آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و [این حقیقت را] جز صاحبان خرد متذکّر نمیشوند. بر اساس این آیه، فهم دقیق آیات متشابه تنها برای «راسخان در علم» که مطابق روایات، أهل بیت علیهم السلام هستند[5]، ممکن است؛ بنابراین، در اعتقادات باید بر محکمات تکیه کرد و معنای متشابهات را به خداوند و اولیای الهی واگذار نمود[6]. به عبارت دیگر، قرآن کریم تنها آیات محکم را محور ایمان و استدلال قرار داده است و فهم آیات متشابه، مانند آیات صفات، مستلزم تفسیر معصومان علیهم السلام و تخصص در علوم قرآنی است. از اینرو، استناد اعتقادی به آیات قرآن منوط به درک یقینی از معنای محکم آنهاست. اسلوب ادبی قرآن و نقش آن در فهم معانی مجازی قرآن کریم از نظر فصاحت و بلاغت در بالاترین مرتبه ی ادبی قرار دارد. شیوه ی بیان آن به گونه ای است که در عین سادگی ظاهری، در معنا و ساختار بیهمتا و دست نیافتنی است؛ ازاین رو، از ویژگی «سهل و ممتنع» برخوردار است. این خصوصیت، جلوهای از اعجاز بلاغی قرآن است که خداوند بدان تحدی کرده و ناتوانی انسان و جن را از آوردن نظیری برای آن اعلام نموده است: Pقُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراO[7] بگو ای پیامبر كه اگر جن و انس متفق شوند كه مانند این قرآن كتابی بیاورند هرگز نتوانند هر چند همه پشتیبان یكدیگر باشند. از لوازم این سبک ادبی، کاربرد گسترده ی مجاز است؛ یعنی استعمال الفاظ در معانی غیرحقیقی که با معنای اصلی تناسب دارد. قرآن در بیان خود از این ظرفیت زبانی برای انتقال معانی بلند بهره می گیرد. برای نمونه، در آیه Pفَأَخَذْناهُمْ أَخْذَ عَزيزٍ مُقْتَدِرO[8] مراد، «تسلط کامل الهی» است نه بغل کردن فرد و گرفتن جسمانی. همچنین در تعبیراتی مانند ﴿يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾[9] مقصود، قدرت و سلطه ی خداوند است نه دست به معنای عضوی از بدن؛ زیرا حمل اینگونه آیات بر معانی ظاهری مستلزم تجسیم و تشبیه است. کاربرد مجاز در متون دینی، از جمله در مناظرات أهل بیت علیهم السلام نیز مشاهده می شود؛ مانند تعبیر «قطع خصم» در وصف مناظرات امام رضا علیه السلام[10] که کنایه از غلبه ی علمی و الزام خصم است، نه معنای لغوی بریدن . نتیجه بخش قرآن استناد به قرآن در مباحث اعتقادی تنها زمانی معتبر است که معنای آیه به صورت یقینی فهمیده شود. این امر مستلزم تخصص در علوم تفسیر، تمیز محکم از متشابه، و شناخت شیوه های بیانی و زبان مجازی قرآن است. تنها در پرتو چنین فهم عمیقی می توان قرآن را منبعی یقینی برای معرفت دینی دانست. بر این اساس، در حوزه ی اعتقادات، اهمیت قرآن نه در سند آن، بلکه در درک صحیح و دقیق مراد الهی است. تحقق این فهم، نیازمند مفسران و متکلمانی است که با شناخت جامع از اسلوبهای ادبی، مجازات و تأویلات قرآنی، توانایی استخراج و تبیین معارف اعتقادی را بر پایه فهم یقینی آیات داشته باشند. بخش دوم: سنت (حدیث) بهعنوان منبع یقین جایگاه سنت در اعتقادات سنت یا همان احادیث نبوی و أهل بیت علیهم السلام، دومین منبع تحصیل معرفت دینی است. اما چون نقل احادیث از طریق راویان صورت گرفته، نخستین گام در بهرهگیری از سنت، بررسی وثاقت و اعتبار سند است. بررسی سندی حدیث احادیث از نظر سند به سه دسته تقسیم میشوند: حدیث متواتر: روایتی که از طرق متعدد و مستقل نقل شده و یقین به صدور آن از معصوم حاصل شود، متواتر نامیده می شود. تواتر خود اقسامی دارد: تواتر لفظی، تواتر معنوی، تواتر تفصیلی و تواتر اجمالی. با این حال، باید توجه داشت که احادیث متواتر بسیار محدود هستند؛ از جمله آنها میتوان به حدیث غدیر و حدیث منزلت اشاره کرد. حدیث مستفیض: حدیث مستفیض به حدیثی اطلاق می شود که تعداد راویان آن در هر طبقه بیش از سه نفر باشد، اما این کثرت به حد تواتر نمی رسد. ویژگی بارز این گونه احادیث آن است که، عرفاً و عادتاً، امکان تبانی بر دروغ از سوی راویان آن غیرممکن است. هرچند کثرت راویان در حدیث مستفیض به خودی خود موجب یقین نمی شود، اما از حیث اطمینان و اعتماد به گزارش، ارزش علمی و اعتقادی قابل توجهی دارد. خبر واحد: روایتی با یک یا چند راوی محدود. درباره حجیت آن دو دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاه اخباریان، ملاک حجیت، وثوق و اطمینان شخصی به صدور است. دیدگاه اصولیان، معیار، وثاقت راوی است، هرچند وثوق شخصی حاصل نشود. بحث حدیث از نظر متن و صدور روایات، همانند آیات قرآن، از بلاغت و ساختار ادبی برخوردارند و شامل آیات محکم و متشابه هستند[11]؛ بنابراین پیش از استناد به آنها، تمایز میان محکم و متشابه باید روشن گردد. ویژگی دیگر احادیث آن است که غالباً پاسخ به پرسشهای سائلین بوده و با توجه به سطح فهم آنان ارائه شده است و أهل بیت علیهم السلام نیز این روش بیان را به اصحاب خویش آموزش می دادند[12]. بدین سبب، الفاظ و بیان معانی از سوی أهل بیت علیهم السلام ممکن است متفاوت باشد تا مخاطب بتواند پاسخ مطلوب را دریافت کند. علاوه بر این، راویان نیز در فهم و نقل سخنان امامان متفاوت بودند؛ برخی متن را حفظ و دقیق نقل می کردند و برخی دیگر بر اساس درک خویش، الفاظ را تغییر می دادند. بنابراین، برای استناد به احادیث و استخراج معارف اعتقادی، وجود متخصصانی که توان تتبّع و تحلیل روایات را دارند، ضروری است. از منظر جهت صدور، حدیث باید از جانب معصوم با هدف بیان واقع صادر شده باشد تا حجت باشد. روایاتی که در شرایط تقیه یا خوف صادر شده اند، هرچند از نظر سند و دلالت قطعی باشند، در شرایط عادی به آنها عمل نمیشود. نمونه ی آن نامه امام موسی بن جعفر علیه السلام به علی بن یقطین است که وضو گرفتن مطابق اهل سنت را برای حفظ امنیت او توصیه کرد و پس از رفع خطر، وضو به روش کامل توصیه شد[13]. این مثال نشان می دهد که جهت صدور، یعنی انگیزه و هدف از بیان سخن، نقش تعیینکننده ای در فهم و استناد به احادیث دارد. بنابراین قاعده کلی این است که جهت صدور احادیث باید واضح و روشن باشد و به عبارت دقیقتر، حدیث تنها در صورتی حجت است که صدور آن تام و مطابق واقع باشد. نتیجه بخش حدیث در مباحث اعتقادی، تنها روایاتی معتبرند که یا متواتر باشند، یا مفید یقین و اطمینان عرفی گردند. خبر واحد بدون قرائن اطمینان آور، در حوزه ی اصول عقائد حجت نیست. نتیجهگیری از مجموع مباحث روشن شد که منابع معتبر تحصیل یقین در اعتقادات، عبارت اند از: قرآن کریم: قطعیالصدور و منبع اصلی وحی، با لزوم تکیه بر محکمات و پرهیز از ظاهرگرایی در متشابهات. سنت معصومان علیهم السلام: با اعتبار روایات متواتر یا مفید اطمینان، و بررسی دقیق سندی. عقل: ابزاری برای فهم و تحلیل معارف وحیانی، نه منبع مستقل تشریع. بدینترتیب، معرفت اعتقادی تنها در پرتو جمع عقل و نقل حاصل میشود. هرگونه افراط در عقلگرایی یا ظاهرگرایی، موجب فاصله از مسیر وحی و انحراف در اصول ایمان خواهد بود؛ تنها با توازن میان این سه عنصر، می توان به یقین دینیِ مستند و پایدار دست یافت. [1]. کلینی، الكافي، ج2، ص633، ح23. [2]. کلینی، الكافي، ج2، ص633، ح23. [3]. آیت الله خوئی، البيان في تفسير القرآن، ص123 به بعد. [4]. آل عمران (3): 7. [5]. کلینی، الكافي، ج1، باب «ان الراسخين في العلم هم الأئمة عليهم السلام»، ص213، ح2. [6]. جهت آگاهی بیشتر در این زمینه به کتاب «هدایت قرآنی» اثر علامه شیخ محمد رضا جعفریH مراجعه شود. [7]. اسراء (17): 88. [8]. قمر (54): 42. [9]. فتح (48): 10. [10]. شیخ صدوق، عيون أخبار الرضاQ، ج2، ص265، ضمن ح3. ر.ک: علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج49، ص290، ضمن ح2. [11]. شیخ صدوق، عيون أخبار الرضاQ، ج1، ص261، ح39. ر.ک: طبرسی، الإحتجاج، ج2، ص192؛ اربلى، كشف الغمة في معرفة الأئمةK، ج3، ص87؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج2، ص185، ح9. [12]. شیخ طوسی، اختيار معرفة الرجال(رجال كشی)، ج2، ص781 ـ 782، ح924. [13]. قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج1، ص335 ـ 336، ح26. ر.ک: علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج48، ص136 ـ 137، ص11. برچسبها: قرآن, أهل بیت
+ نوشته شده در یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴ساعت 19:41  توسط جعفر فاطمی نیا
|
|
کلیپ های مناسبتی |