الگوی جاودان

رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه‌ و آله به‌ عنوان خاتم پیامبران و حامل آخرین شریعت الهی، نه تنها پیام ‌آور وحی، بلکه به ‌عنوان کامل‌ترین الگوی انسانی برای زندگی فردی و اجتماعی است. قرآن کریم با تعبیر ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ، شخصیت ایشان را به ‌عنوان نمونه ا‌ی کامل و جامع در عرصه ‌های گوناگون زندگی فردی، اجتماعی و اخلاقی معرفی می ‌کند. سنت و روایات اهل بیت علیهم ‌السلام و سیره ‌ی تاریخی آن حضرت صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله نیز این جایگاه را تبیین و تثبیت و ابعاد مختلف آن را روشن ساخته ‌اند. پژوهش حاضر با استناد به منابع تفسیری، حدیثی و تاریخی، ابعاد اخلاقی، عبادی، اجتماعی و سیاسی اسوه بودن پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله را بررسی کرده است. یافته ‌ها نشان می ‌دهند که سیره ‌ی نبوی دارای جامعیتی فراتر از زمان و مکان است و می‌تواند به‌عنوان الگویی کارآمد در پاسخ‌گویی به بحران‌های اخلاقی و هویتی معاصر به کار آید.

مقدمه

انسان موجودی الگوپذیر است و نیاز به «اسوه» از بنیادی‌ترین نیازهای جوامع بشری به شمار می‌آید؛ زیرا انسان برای جهت‌دهی به رفتار فردی و اجتماعی خود نیازمند نمونه ای عینی است که ارزش‌ها و فضیلت‌ها را در زندگی واقعی متجلی سازد. از این رو بخش قابل توجهی از فرآیند تربیت فردی و اجتماعی او بر پایه‌ی اقتدا به الگوهای عینی شکل می ‌گیرد.

تاریخ ادیان نیز نشان داده است که شخصیت ‌های الهی در جایگاه مربیان بشریت، همواره نقش الگو و سرمشق عملی را ایفا کرده ‌اند. در میان آنان، رسول خدا صلی الله ‌علیه ‌و آله جایگاهی ممتاز دارد. ایشان هم خاتم پیامبران و هم نمونه ‌ی عینی و کامل تحقق ارزش ‌های الهی در عرصه ‌ی زندگی است. قرآن کریم در آیه 21 سوره احزاب، ایشان را «اسوه حسنه» معرفی کرده است؛ اصطلاحی که فراتر از یک الگوی رفتاری محدود بوده و به معنای نمونه ا‌ی جامع در عرصه‌های گوناگون حیات انسانی است. امیرمؤمنان علیه ‌السلام در خطبه ۱۰۸ نهج ‌البلاغه، پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله را «طبیب دوّار بطبّه» معرفی می ‌کند، پزشکی که بر بالین جان ‌های بیمار می ‌رود و آنان را با نسخه ‌های الهی درمان می ‌کنند؛ چنین توصیفاتی نشان می ‌دهند که جایگاه رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله فراتر از یک معلم یا رهبر اجتماعی بوده و ایشان را به نمونه ‌ای تمام ‌عیار برای حیات انسانی تبدیل کرده است.

امروزه که جوامع انسانی با بحران ‌های اخلاقی، چالش ‌های هویتی و نابسامانی ‌های اجتماعی رو به ‌رو هستند، بازخوانی مفهوم اسوه بودن پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله بیش از پیش ضرورت می ‌یابد.

مبانی قرآنی اسوه بودن پیامبر صلی الله‌ علیه‌ و آله

۱. اسوه حسنه بودن

واژه «اسوه» در لغت به معنای «قدوه و نمونه ‌ای برای پیروی» است.[1]

خداوند در آیه ‌ی ۲۱ سوره ی احزاب می ‌فرماید:

﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا[2]

این آیه پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله را الگویی کامل برای کسانی معرفی می ‌کند که ایمان راستین دارند و در پی قرب الهی هستند.

مفسران شیعه و سنی تصریح کرده ‌اند که این اسوه بودن مطلق است و تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را شامل می ‌شود. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه تصریح می ‌کند:

«و از حکمت‌ های رسالت پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله و نیز از لوازم ایمان شما به او آن است که در گفتار و کردار به او اقتدا کنید؛ در حالی که مشاهده می ‌کنید ایشان چه سختی‌ هایی را در راه خدا تحمل می ‌کند، چگونه در صحنه‌ های نبرد حضور می‌ یابد و در راه خدا به ‌راستی جهاد می ‌ورزد».[3]

و این یعنی پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله در تمامی شئون حیات ـ اعم از ایمان، اخلاق و جهاد ـ، نمونه ‌ای کامل است و اسوه بودن ایشان به زمان یا مکان خاصی محدود نمی ‌شود.

۲. اخلاق عظیم پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله

﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ[4]

این آیه بیانگر جامعیت اخلاقی پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله است؛ جامعیتی که نه تنها در عرصه ی عبادت، بلکه در معاشرت های فردی و اجتماعی و حتی در مدیریت جامعه تجلی یافته است. مفسران این آیه را نشانه ی برترین جایگاه اخلاقی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله دانسته اند؛ جایگاهی که فراتر از معیارهای معمول انسانی قرار دارد. فخر رازی ذیل این آیه می ‌نویسد:

«خُلق، حالت و ملکه‌ای نفسانی است که به سبب آن، انجام دادن کارهای نیک برای صاحبش آسان می‌گردد. باید دانست که اصل انجام دادن کارهای نیک با آسانیِ انجام دادن آن‌ها تفاوت دارد؛ و آن حالتی که بر اساس آن، این آسانی پدید می‌آید، همان خُلق است.

در گستره‌ی «حُسن خُلق» اموری چون: پرهیز از بخل و حرص و خشم، اجتناب از سخت‌گیری در معاملات، جلب محبت مردم با گفتار و کردار نیک، ترک قهر و قطع رابطه، گذشت و آسان‌گیری در قراردادها مانند خرید و فروش و جز آن، و نیز رعایت حقوق کسانی که به سبب نسب، خویشاوندی یا پیوندهای دیگر حقی بر انسان دارند، داخل می‌شود».[5]

پس خُلق عظیم پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله شامل همه فضایل ـ از حلم و صبر گرفته تا رأفت و شجاعت ـ می ‌شود».

۳. حجیت سنت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله

﴿وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[6]

این آیه دلالت دارد بر اینکه گفتار و کردار رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله مرجع عملی و هنجاری برای مسلمانان است و اطاعت از او به مثابه پیروی از وحی الهی تلقی می شود.

طبرسی ذیل این آیه می ‌نویسد:

«خدای متعال فرمود: ﴿وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ یعنی آنچه پیامبر صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله از غنائم و فيء در اختیار شما قرار دهد، بگیرید و به آن خشنود باشید، و هرچه به شما فرمان دهد، انجام دهید، و از هرچه باز دارد، دست بردارید؛ چراکه او جز به فرمان خدا امر و نهی نمی‌کند. این حکم، کلی و فراگیر است در همه آنچه پیامبر اکرم‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله بدان فرمان دهد یا از آن باز دارد، هر چند آيه در مورد في‏ء نازل شده باشد».[7]

این سخن بدان معناست که اطاعت از پیامبر صلی‌ الله‌ علیه ‌و آله در کنار اطاعت از خداوند قرار گرفته و سنت او مرجع و حجت شرعی برای امت است.

۴. رحمت و عطوفت نبوی

﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ[8]

این آیه نشان می‌دهد که پیامبر اکرم صلی ‌الله علیه‌ و آله نه تنها رهبر دینی، بلکه مظهر رأفت و رحمت بی‌مانند در قبال امت خویش بود و بُعد انسانی و عاطفی شخصیت ایشان برجسته می گردد. طبری در تفسیر این آیه می‌نویسد که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله به اندازه ای دل سوز مردم بود که رنج آنان را همچون رنج خویش تلقی می کرد.[9]

تبیین روایی و تاریخی

امیرمؤمنان علیه ‌السلام در وصف پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله می ‌فرماید:

«لقد کان رسول الله طبّاً دوّاراً بطبّه، قد أحکم مَراهمه و أحمى مواسمه ...».[10]

رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله همانند پزشکی است که همراه با دانش و مهارت پزشکی خویش در میان مردم حرکت می‌کند؛ مرهم‌های خود را آماده و استوار ساخته و ابزارهای درمانی خویش را برای سوزاندن و التیام زخم‌ها گداخته و مهیا نموده است.

این تعبیر، پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله را طبیب جان ‌ها معرفی می ‌کند و اشاره به نقش ایشان در درمان دردهای معنوی جامعه دارد.

ابن عبدالبر از پیامبر صلی ‌الله ‌علیه‌ و آله روایتی نقل می کند که حضرت خود را در جایگاه «راهنما و معلم» معرفی کرده است:

«پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه‌ و آله فرمود: من به عنوان آموزگار و مژده‌دهنده مبعوث شده‌ام و رحمت الهی هستم که به انسان‌ها هدیه شده است».[11]

این روایت جایگاه هدایت گری پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله را نشان می ‌دهد و بیانگر آن است که رسالت پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه‌ و آله اساساً بر تعلیم و هدایت استوار است؛ او آموزگاری است که هدفش انتقال دانش الهی و هدایت انسان‌هاست.

تاریخ صدر اسلام گواه آن است که پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله نه تنها رهبر معنوی، بلکه مدیر سیاسی، قاضی عادل و فرماندهی موفق بود. این تاریخ شواهد روشنی از اسوه بودن رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله ارائه می ‌کند: صلح حدیبیه، فتح مکه، پیمان اخوت، تعامل با اهل کتاب و سیره ایشان در مدیریت جامعه ‌ی مدینه نمونه ‌ی عملی از تحقق جامعه ‌ی توحیدی بر پایه عدالت و اخلاق است. این رویدادها نشان می ‌دهند که پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله همزمان رهبر معنوی، اجتماعی و سیاسی بوده است.

ابعاد اسوه بودن پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله

أ. بُعد اخلاقی: صبر و گذشت

یکی از شاخص‌ترین ابعاد اسوه بودن رسول خدا صلی الله علیه و آله در قرآن کریم، بعد اخلاقی و به ویژه صبر و گذشت است. خداوند متعال در آیه ‌ی ﴿وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا[12] پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله را به صبر در برابر آزار مشرکان فرا می ‌خواند.

از نگاه قرآن، این صبر، نه انفعالی و از روی ضعف، بلکه صبری فعال و مبتنی بر ایمان و اتکال به خداوند است؛ صبری که زمینه‌ساز تحقق رسالت الهی و تداوم دعوت به حق شد.

بر اساس شواهد تاریخی، پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله با وجود اذیت‌ها و توهین های مکرر مشرکان قریش ـ از جمله نسبت‌های ناروا، محاصره ی اقتصادی شعب ابی طالب و حتی طرح های ترور ـ هیچ گاه از مسیر رحمت، حلم و اخلاق کریمانه خارج نشد. رفتار ایشان در مواجهه با دشمنان نه تنها با خشم و انتقام همراه نبود، بلکه جلوه ای از رسالت رحمانی حضرت به شمار می رفت.

نمونه‌ی روشن این بُعد را می توان در فتح مکه مشاهده کرد؛ جایی که پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله، در اوج قدرت، می توانست سخت ترین مجازات‌ها را برای مخالفان و آزاردهندگان دیرین خود رقم زند، اما با جمله‌ی «اذهبوا فأنتم الطلقاء»[13] (بروید که شما آزادید) عفو عمومی اعلام کرد. این گذشت، نقطه‌ی اوج بردباری و گذشت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله بود و به الگویی تاریخی در اخلاق سیاسی و اجتماعی بدل شد.

بنابراین، بعد اخلاقی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله، به‌ویژه در عرصه‌ی صبر و گذشت، نه تنها در بستر قرآن و تاریخ قابل اثبات است، بلکه نشان می‌دهد که صبر او یک عنصر منفعلانه نبود، بلکه بخشی از راهبرد رسالت الهی برای جذب قلوب، هدایت جامعه و تثبیت ارزش‌های انسانی به شمار می‌آمد.

ب. بُعد عبادی و معنوی: ارتباط دائم با خدا

عبادت و بندگی پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله جلوه ‌ای برجسته از اسوه بودن اوست. قرآن کریم ایشان را چنین معرفی می ‌کند: ﴿قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا[14]. این آیه نشانگر اهتمام شدید رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله به نماز شب و راز و نیاز با خداست. روایات نیز حاکی از آن است که حضرت در عبادت چنان غرق می ‌شد که پاهایش از شدت قیام ورم می‌ کرد و در پاسخ به سؤال دیگران که علت این کار را جویا می شدند، می ‌فرمود: «أفلا أكون عبداً شكوراً؟»[15]. این روحیه، الگویی روشن برای پیوند مستمر انسان با خدا و تلفیق مسئولیت اجتماعی با معنویت است.

ج. بُعد اجتماعی: عدالت و مواسات

پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله در جایگاه رهبر جامعه ‌ی مدینه، عدالت اجتماعی و رعایت حقوق آحاد جامعه را در رأس برنامه های خویش قرار داده بود. قرآن کریم در وصف ایشان می‌فرماید: ﴿بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ[16]؛ بدین معنا که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله در تعامل با مؤمنان نهایت رأفت و رحمت را به کار می بست.

از جمله رخدادهای شاخص در سیره‌ی نبوی، داوری میان یک مسلمان و مردی یهودی است. بنا بر شواهد تاریخی، رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله پس از بررسی دقیق ماجرا، بی‌هیچ ملاحظه ی قومی یا دینی، حکم را به نفع مرد یهودی صادر کرد[17]. این رخداد نشان می‌دهد که عدالت آن حضرت، فراگیر و بی‌طرفانه بوده و حتی در برابر غیرمسلمانان نیز رعایت می‌شده است.

نمونه ای دیگر از تحقق عدالت اجتماعی در سیره‌ی نبوی، پیمان «مؤاخات» ـ پیمان برادری ـ میان مهاجران و انصار بود که بر اساس مساوات، برادری و همبستگی اجتماعی شکل گرفت[18]. افزون بر این، اهتمام پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله به رسیدگی به یتیمان، فقیران و محرومان ـ چه در تقسیم بیت‌المال و چه در ساده‌زیستی شخصی ـ گواهی روشن است بر اینکه ایشان در عمل، تجسم عینی عدالت اجتماعی و مواسات انسانی به شمار می آمد[19].

د. بُعد سیاسی: مدیریت و رهبری جامعه

یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های مدیریت سیاسی رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله، «صلح حدیبیه» است؛ رخدادی که در ظاهر به سود قریش بود، اما در واقع به‌مثابه نقطه‌ی عطفی برای تثبیت قدرت مسلمانان و گسترش اسلام عمل کرد[20]. علاوه بر این رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله قانون اساسی مدینه را بر پایه قانون و عدالت تنظیم کرد که نخستین سند مکتوب همزیستی مسالمت ‌آمیز میان مسلمانان و غیرمسلمانان بود[21]. همچنین در فتح مکه، تدبیر رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله در جلوگیری از خون‌ریزی و اعلام عفو عمومی، نماد برجسته‌ی رهبری سیاسی و رحمت الهی او بود[22].

هـ. بُعد خانوادگی و فردی: رحمت و عطوفت

رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله در محیط خانواده نمونه ‌ای کامل از رحمت و اخلاق بود. گزارش‌های تاریخی و روایی نشان می‌دهد که ایشان در امور خانه مشارکت می کرد و به اعضای خانواده یاری می رساند.[23]، و در رفتار با کودکان نهایت محبت و عطوفت را ابراز می کرد[24]. چنین سیره ای نه صرفاً یک توصیه ی اخلاقی، بلکه الگویی عینی و عملی برای مسلمانان در عرصه ی روابط خانوادگی و فردی به‌شمار می رود.

از منظر تطبیقی، شخصیت پیامبر اسلام صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله از حیث جامعیت تفاوتی بنیادین با دیگر رهبران معنوی یا سیاسی دارد. ایشان بر خلاف رهبران تاریخ که در یک بُعد خاص الگو بوده ‌اند، شخصیتی جامع است. پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله در ابعاد گوناگون، از عبادت و معنویت و اخلاق فردی تا مدیریت سیاسی و روابط اجتماعی، الگو و نمونه ‌ای کامل و فراگیر به شمار می ‌رود. این جامعیت سبب می ‌شود که پیامبر اسلام صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله الگویی فرا زمانی و فرا مکانی برای تمام نسل ‌ها و جوامع باشد. این ویژگی او را از رهبران صرفاً معنوی یا صرفاً سیاسی تاریخ متمایز می ‌کند.

نتیجه‌گیری

بر اساس آموزه ‌های قرآنی، روایی و شواهد تاریخی، اسوه بودن رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله حقیقتی جامع و فرازمانی است که تمامی ابعاد زندگی انسانی را در بر می ‌گیرد. این اسوه بودن نه صرفاً به معنای الگو گیری جزئی، بلکه ناظر به پیروی از نمونه ای فراگیر در عرصه های اخلاق، عبادت، اجتماع و سیاست است؛ بدین معنا که الگو بودن ایشان به ساحت عبادی و اخلاق فردی محدود نمی ‌شود، بلکه حوزه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را نیز در بر می ‌گیرد. بنابراین، پیروی از سیره ی نبوی در واقع اقتدا به جامع ‌ترین نمونه انسانی و پیمودن راهی است که سعادت فردی و اجتماعی را تضمین می‌کند. بازخوانی و به کارگیری این الگو در جهان معاصر، می ‌تواند راهبردی مؤثر و کارآمد در حل بحران های هویتی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی به شمار آید.


[1]. ابن منظور، لسان العرب، ج14، ص35.

[2]. احزاب (33): 21.

[3]. علامه طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ج‏16، ص288.

[4]. قلم (68): 4.

[5]. فخر رازی، مفاتيح الغيب، ج‏30، ص601.

[6]. حشر (59): 7.

[7]. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏9، ص392.

[8]. توبه (9): 128.

[9]. طبری، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج‏11، ص55 ـ 56.

[10]. سید رضی، نهج البلاغه، خ 186، ص156

[11]. ابن عبدالبر، التمهيد، ج5، ص118.

[12]. احزاب (33): 48.

[13]. ابن هشام، السيرة النبوية، ج4، ص870؛ طبری، تاريخ طبری، ج2، ص337.

[14]. مزمل (73): 2.

[15]. شیخ طوسی، الأمالي، ص637؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج4، ص255.

[16]. توبه (9): 128.

[17]. طبری، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج‏5، ص171.

[18]. ابن هشام، السيرة النبوية، ج2، ص351.

[19]. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج16، ص226 ـ 229.

[20]. طبری، تاريخ طبری، ج2، ص270 به بعد.

[21]. بوطی، فقه السيره، ج1، ص142 ـ 151.

[22]. ابن هشام، السيرة النبوية، ج4، ص870؛ طبری، تاريخ طبری، ج2، ص337.

[23] . کلینی، الكافي، ج5، ص86؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج16، ص238.

[24]. شیخ صدوق، الأمالي، ص736؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج8، ص161؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج43، ص296.


برچسب‌ها: پیامبر اکرم
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ساعت 16:43  توسط جعفر فاطمی نیا  |